|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
در حسرت دیدار تو آوارترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
روبروی تو کیم من
یه اسیره سر سپرده چهره ی تکیده ای که تو غبار عمق مرده
من برای تو چی هستم
کوه تنهای تحمل
بین ما پل عذابه
منه خسته پایه دار
کاشکی میشد تو بدونی
من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا
از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم
غرور سنگم
اما شکستم
کاشکی از عصای دستم یا که از پشته شکستم
تو بخونی تو بدونی
از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم
تنها غروره
عصای دستم
از عذابه با تو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورمو نه عاشق من تجسم عذابم......
تو سرو پا بی خیالی من همه تحول درد
تو نفهمیدی چه دردی
زانوی خستمو تا کرد............
......................................................................................
زیر بارون با تو بودم یه ستون نیمه جونم
این که اسمش زندگی نیست
جون به لبها میرسونن
هیچی جز شعر شکستن قصه ی فردای من نیست
این ترانه ی زبانه
این صدا صدای من نیست................