Internet Store and Ecommerce Solution Provider - Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - High Speed Internet
Search the Web

عشق از دیدگاه روانشناسی

عشق پديده ای است که از دير باز ذهن انسان را به خود مشغول کرده است.دانشمندان حوزه های گوناگون به نوعی به تحليل اين پديده در انسان

پرداخته اند.مطلبی که در زير آمده است سعی دارد به طور اجمالی يک سری از فاکتور های روانی را که در ايجاد اين حس نقش بازی می کنند

.را باز شمارد

.....معشوق انعکاسی ازعاشق

جستجوی فردی که انعکاسی از ما باشد از شايع ترين تئوری هايی است که به عنوان دليل انتخاب معشوق بيان می شود. به اين مفهوم که در فرد

.مقابل چيزی که در خودمان نيز وجود دارد، ما را به طرف او جذب می کند.در حقيقت در اين نوع عشق انسان در جستجوی "مني ديگر" است

.منی که بتواند تصوير مرا چون آيينه در خود انعکاس دهد.منی که برايم آشناست و برايم امنيت به همراه می آورد

گاهی نيز در جستجوی آيينه ای هستيم که "من ايده آل " را به ما باز گرداند. اگر به عنوان مثال "سخت کوش بودن" جزو ايده آل های ما باشد

.اينکه بتوانيم عشق فردی سخت کوش را به خود معطوف کنيم، برايمان تائيدی است از تصويری که می خواهيم از خودمان داشته باشيم

در حقيقت، ما در اين نوع عشق، در جستجوی نگاهی هستيم که ما را در آن تصويری که دوست داريم از خود داشته باشيم تائيد کند.هر چه ترديد

.در صحت اين تصويراز خود بيشتر باشد، حضور اين ديگری به عنوان عاملی اطمينان بخش برای ما حياتی تر می شود

البته بايد گفت در اغلب عشق ها، به ميزانی اين بعد به چشم می خورد. هر فردی در رابطه با معشوق تا حدی در جستجوی بازسازی نگاهی

است که از خود دارد. نگاه تائيد کننده ی ديگری برای ما نمودی است که چقدر با"ايده آل هامان"منطبق هستيم. ولی زمانی که عشق تنها به اين

.جنبه خلاصه شود، می تواند نمودی از شخصيت شکننده فرد عاشق باشد که بدون نگاه مثبت معشوق تمام روانش متزلزل می شود

يکی ديگر از مشخصاتی که اين عشق دارد،ايده آليزه کردن فرد معشوق است. زيرا که شخص برای اينکه بتواند ديگری را بعنوان آيينه ای

.که تصويرش را به او باز می گرداند مورد تائيد قرار دهد،بايد از او در ذهنش شخص "معتبری" بسازد

.....معشوق به عنوان موجودی مکمل

در اين عشق تفاوت های فرد است که ايجاد کننده ی اين احساس کشش بين دو نفر می شود.در اينجا ديگر شخص در جستجوی همتای خود نيست

.بلکه در جستجوی کسی است که جايگزين يک سری فقدان های وجودی اش شود.به عنوان مثال فرد منزوی عاشق فردی بسيار اجتماعی مي شود

عامل اصلی اين کشش يافتن ابعادی است که فرد در خود نمی تواند ايجاد کند. به گفته ی روانشناسان در بسياری موارد اين تفاوت نه تنها می تواند

با زمان جذابيتش را از دست بدهد، بلکه بصورت عامل اختلاف طرفين بروز کند. يعنی جنبه هايی که در اول ارتباط عامل اصلی انتخاب فرد

.بوده اند، به مرور زمان برای فرد عاشق به صورت ضعف هايی غير قابل تحمل در می آيند تا جايی که می توانند جدايی دو فرد را باعث شوند

.به عنوان مثال در نمونه ی بالا اجتماعی بودن فرد به "سبک بودن" يا "فضا گير بودن" تعبير شود

....................................................................................................................................................................................................................

روانشنا سان معتقدند يک سري از دلايل انتخاب عشقي از ناخود آگاه و بخش ديگرش آگاهانه مي باشد به عقيده "وينچ"[1]، ما در خيلی مواقع

در بخش "خود آگاه ذهن مان" برای انتخاب در جستجوی شباهت های فرد مقابل هستيم."ارزش ها و علائق مشترک"در اين انتخاب نقش بازی

می کنند. در صورتی که بخش"مکمل" عشق را تا حدود زيادی "ساختار شخصيت" افراد و نياز های عاطفی و عميق و در خيلی موارد

{ناخود آگاه شان عامل می شوند. اساس اين نظر وينچ عقايد فرويد در اين زمينه است.در حقيقت فرويد در کتاب "مقدمه ای بر نارسيسيسم {2]

عنوان می کند که در تجربيات بالينی اش مشاهده نموده است که افراد خود شيفته گرايش زيادی به انتخاب اشخاص وابسته و مطيع دارند

در حقيقت وينچ در کاری تحقيقی، می خواست صحت و سقم اين گفته ی فرويد را به محک آزمايش بگذارد.او با استفاده از متدهای آماری

آناليز فاکتوريل ) به بررسی گروهی از زوج ها پرداخت. وی در تحقيقاتش نشان داد که مردهای خود مرکز و خود شيفته، گرايش به انتخاب زنانی )

دارند که تصويری منفی از خود دارند و مدام در حال ملامت خود هستند.در حالی که زنان خود شيفته و خود محور بيشتر مردان مضطرب و تشنه

.حمايت را انتخاب می کنند

.....شباهت بدون مکمل بودن

شباهت زياد ساختار روانی، مي تواند مانع دوام رابطه عاطفی باشد.به عنوان نمونه، اگر در طرفين، نياز به کنترل و هدايت ديگری در همه ی

زمينه ها به يک شدت وجود داشته باشد، احتمال اين که بين اين دو فرد نزديکی عاشقانه دوام پيدا کند کم است.در اين شرايط حتی اگر کششی

هم بين دو فرد ايجاد شود، بعد از پايان فاز " ايده آل کردن ديگری "و با شروع زندگی واقعی، با هم وارد يک" بازی قدرت " خواهند شد که

در آن هر کدام سعی مي کند قانون خود را به ديگری تحميل کند. يا به عنوان مثال اگردرهر دو طرفين اين نياز وجود داشته باشد که ديگری

.برايش رل "حمايت مادرانه " را ايفا کند و خود نتواند اين رل را برای او بازی کند، باز هم امکان تداوم رابطه ی عاطفی کاهش خواهد يافت

در چنين رابطه ای، هر دو احساس محروميت می کنند. زيرا نه چيزی که انتظار دارند بر آورده می شود و نه خود می توانند به نياز ديگری

.پاسخ گو باشند

.....مکمل کامل بدون شباهت

:در اينجا برای درک اين نوع رابطه، مثال زير را عنوان می کنيم

رابطه ای را فرض کنيد که در آن يکی از طرفين ( مثلا زن ) احتياج مداوم به انتقاد کردن و کوچک کردن ديگری دارد و طرف مقابل در نقشی

که دارد کاملا احساس رضايت مي کند.زيرا نقشی است که از کودکی به او اهدا شده است و با گذشت زمان، رل "قربانی بودن" برايش نقش حياتی

پيدا کرده است. زمانی که تحقير می شود، می تواند به ديگران از اخلاق و بر خورد زنش شکايت کند و با دادن رل قربانی به خود، دلسوزی

.ديگران را برانگيزد

اين رابطه، رابطه ايست که شانس ادامه اش زياد است . زيرا هر کدام از طرفين به گونه ای به ديگری نياز دارد. در حقيقت اين "ديگری" به او

ياری می دهد که سناريو ارتباطی مورد نيازش را به اجرا در بياورد. يعنی تا زمانی که طرفين قبول کنند به بازی نقششان ادامه بدهند، اين رابطه

ادامه پيدا خواهد کرد. ولی همين که يکی از دو طرف به دلايلی ( مثلا به دنبال يک روان درمانی ) تصميم به تغيير نقشش بگيرد، زوج متزلزل

.خواهد شد

.....تاثير نيازها و ترس های انسان ها در پيدايی و تداوم عشق

نکته ی اساسی و مهمی که در روابط انسان ها و خصوصا در رابطه ی يک زوج بايد در نظر گرفته شود، نه تنها احتياج ها و نيازهايی است

.که افراد بيان می کنند، بلکه نيازهايی است که ريشه در ناخودآگاه فرد دارد. اين نيازها نقش اساسی در در رابطه ها بازی می کنند

از نظر شوتز، دو فاکتور اساسی در ناخودآگاه تعيين کننده ی نزديک شدن يا عدم نزديک شدن دو فرد به هم می باشند: اين دو عامل

.ترس های اساسی" و" احتياجات ريشه ای "افراد هستند"

.به عقيده ی او اگر احتياجات ريشه ای فرد ترس های اساسی ديگری را بيدار کند، احتمال اينکه بين اين دو نزديکی عاطفی دوام پيدا کند کم است

زوجی را در نظر بگيريد که مرد در آن ترس شديدی از کنترل شدن و محبوس شدن توسط ديگران دارد. ترس از اين که ديگران به فضای

.خصوصی او تجاوز کنند.او نياز شديدی به تنها يی و مستقل بودن دارد. تعريفی هم که از زوج دارد نيز بر اساس همين نياز و ترس است

در همين زوج، در زن ترس زيادی از اينکه ديگران او را رها کنند و به حال خودش بگذارند، وجود دارد.تنها يی براي او برابر است با از

دست دادن محبت ديگران.او احتياج دارد که ديگران مدام او را احاطه کنند و بدينسان به او احساس امنيت بدهند.به خاطر همين احتياج دارد

که همسرش مدام به او توجه کند و دوستانش را دائم به خانه دعوت کند. اونياز همسرش به داشتن فضای شخصی را، به دلخور بودن او

تعبير می کند. متقابلا مرد نياز همسرش به توجه را نشانی از سعی او در کنترل و تسلط بر او تلقی می کند. در اينجا مشاهده می کنيم که در

اين زوج، نياز يکی با ترس ديگری تلاقی پيدا کرده است. اين تلاقی باعث می شود که احساس نزديکی اين دو از بين برود و با زمان از

.هم فاصله بگيرند و يا باهم درگير شوند

برای اينکه بين دو فرد نزديکی عاطفی پديد و تداوم يابد، بايد بين نيازها و ترس های درونی اين دو هماهنگی وجود داشته باشد. منظور اين

.نيست که اين نيازها و ترس ها عين هم باشند بلکه به اين مفهوم است که به ميزانی با هم شباهت داشته باشند و با هم در تناقض قرار نگيرند

.....جستجوی ترميم رابطه های گذشته

وقتی دو نفر با هم در معرض آشنايی قرار می گيرند، دستگاه روانی هيچ کدامشان بکر و دست نخورده نيست. بلکه تمام تجربيات مثبت و منفی

که در زندگی داشته اند ساختار روانی آن ها را فرم داده است. سرخورده گی ها، تجربيات دردناک و جراحات ترميم نيافته، جزوی از اين تجربيات

هستند. گذشته افراد يکی از عواملی است که در چگونگی انتخاب و برقراری رابطه های عاطفی تاثير می گذارد در حقيقت، ما با برقراری

.رابطه های عاطفی جديد، درمواردی سعی در بازيابی و بازسازی رابطه هايی هستيم که در گذشته به نوعی در ما جراحاتی بر جای گذاشته اند

اين جراحت ها گاهی به زمانی دور باز می گردند و چنانکه فرويد هم اشاره مي کند حتی می توانند به کمبود هايی که در رابطه با والدينمان

باشند. در حقيقت هر رابطه جديد، برای ما به گونه ای تلاشی است براي اينکه بتوانيم دوباره آن رابطه را تجربه و به نوعی ترميم کنيم. يکی از

دلايل اين که مشاهده می کنيم بسياری از اشخاص خود را در رابطه ای شبيه به روابط قبلی شان قرار می دهند، اين است که سيستم روانی به

اين شکل سعی دارد به نوعی با دوباره زندگی کردن آن رابطه جراحت روانی بر جا مانده را ترميم بخشد وبدين گونه باعث پاک شدن بخش

.دردناک و جايگزينی آن با "تجربه رضايت روانی" شود

اين جستجوی" تصويری از رابطه های عاطفی گذشته"، تا حدی عادی است ولی زمانی مشکل ايجاد می کند که در فرد اضطراب های شديد

.که ناشی از "ترس از دست دادن است"بيدار کند.اين اضطراب می تواند تاثير زيادی بر کيفيت رابطه بگذارد و از عميق شدن آن جلوگيری کند

زيرا ما ديگر فرد مقابل را آنچنان که هست، با تمام ضعف ها و قوت هايش، نمی بينيم. بلکه او برايمان تبديل به ابزاری می شود که توسط

.آن، رابطه های گذشته مان را بيدار و زندگی کنيم

عامل ديگری که در انتخاب های عشقی ما تاثير ميگذارد به " تاريچه ی خانواده ای که در آن بدنيا آمده و بزرگ شده ايم" بر می گردد

.در حقيقت " مکانيسم های روابط خانوادگی" به نوعی به ما منتقل می شود و به عنوان عاملی می تواند تعيين کننده اعمال و انتخاب های ما باشد

ما برای اينکه بتوانيم رابطه ای عاطفی سالم برقرار کنيم، در بعضی موارد لازم است که اين مکانيسم های روانی را بشناسيم و به اين ترتيب

.بتوانيم از اين دايره های بسته ای که رابطه های گذشته و تاريچه خانوادگی مان به ما تحميل کرده اند خارج شويم

تمام نکات ذکر شده نبايد ما را از در تعريفمان از عشق محدود کند. درست است که تجربه عشقی می تواند تمام فاکتورهای ياد شده را در بر داشته

.باشد، اما بيش از هر چيز يک تجربه ي فردي است و به همان اندازه که هر فرد متفاوت است اين تجربه نيز تجربه ای منحصر به فرد خواهد ماند.

تجربه ای که فرد را با تمام وحدانيتش در بر می گيرد. يک قرن پيش مونتاين[5] خيلي خوب اين جنبه ی عشق را بيان می کند "اگر مرا مجبور کنيد

که بگويم چرا او را دوست داشته ام تنها يک پاسخ دارم:زيرا او، او بود و من، من بودم". اين که چرا دو نفر همديگر را دوست دارند "يک جواب"

ندارد. بلکه جواب های مختلفی دارد. يک مجموعه است. در حقيقت رابطه ی عشقی با شکل گرفتنش، شوری در فرد ايجاد می کند شوری که باعث

می شود ديگر نتوانيم آن را تنها به يک احساس نوستالژی و يا بازيابی رابطه گذشته خلاصه کنيم. تجربه ی عشقی تجربه ايست که نه تنها گذشته فرد

.را در بر می گيرد، بلکه به نوعی بخاطر منحصر فرد بودنش فرد را از خودش و تجربياتش فراتر می برد و او را وارد يک تجربه ی جديد می کند


Info@Samir-N.7p.com

khaneye_doost.kojast_22@yahoo.com